هر چی می خوای بنویس ... |

دیشب به ستارگان آسمان می نگریستم و با خود زمزمه می کردم بارالهی تو درخشان تری به ماه نگریستم و به خود گفتم بارلهی تو زیباتری بر دریا نگریستم و با خود گفتم ای رب ِ من خدای ِ من سرور ِ من تو خود عشقی بر هر چه می نگرم نیکویی و زیبایی تو را می بینم و نه هیچ
عشق تویی عاشق تویی هر کس تو را نخواند عاشق نیست.
چشمانم را بستم و خود را در کنارت حس کردم و احساس کردم عاشقم و رفتم وضویی گرفتم و نماز شکری خواندم تا که یادم باشد عاشقت هستم و تویی عشق من و تو نیز عاشق من هستی و دوستم داری.




زیر این گنبد کبود این روزای برفی هم واسه خودشون یه خاطراس . امسال نشد برف بازی کنیم ، تو دانشگاه که بودیم حسابی شیطونی می کردیم . امسال نشد که بعضی ها رو اذیت کنیم . نمی دونم چرا امسال حسابی سرمایی شدم ، هر چی لباس می پوشم ، انگار نه انگار ، بازم سردمه . شال ، پلیور ، کاپشن ، دستکش ، جوراب ، ... ، نمکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه ، نون خشکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه ...من بینوا خروس خون میرم ، شغال خون بر می گردم . دارم به استعفا فکر می کنم .
اما نه ، من آبجی زوروام نباید به این زودی ها کم بیارم . نهایتش از روش های تکنیکی و تاکتیکی استفاده می کنم .
خوب حالا برم تو فاز احساس و این حرفا ...
به من میگن به تو این چیزا نمیاد و این حرفا ... میگم از اون خانومای با شخصیت شدم ، میگن تو میدونی شخصیت رو با کدوم "ش" می نویسن !
من مگه چمه ؟!!!
حالا مگه چی میشه منم یه کم احساس توم باشه . مگه جای کسی تنگ میشه . تازشم اگه کسی شکی داره بیاد رودر رو بگه بهم تا ببینم چی ...ور میکنه !؟؟؟
یه جمله بگم و از خودم کلمات قصار ویل کنم ، حال از خودتون در کنین :
اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد .
این از اون پیام بازرگانی های خودمون بود ، آخه خرج رفته بالا ، آگهی قبول می کنم :d
نمی دونم فردا قراره چی پیش بیاد ، اما خوب واسه همتون آرزوهای خوب دارم . دلم یکم گرفته ، نمی دونم چرا ! خوب یه روزایی واسه هر کسی پیش میاد دیگه .
این بابایی ما هم انگار مارو میخواد بذاره تو این سرما و یخ بندون توی لیوانه ذرت مکزیکی و ... نمی دونم چطور دلش میاد؟ خوب چی میشه اضافه کاری وایسه . من خوب همش مگه چقدر می خورم ! من آخه چکار کنم ؟ خوب خوردن غریزیه دیگه ، مگه دسته منه؟!


Merry Christmas

بابا نوئل هم بابا نوئل های قدیم ، آخه این چه وضع شه . آبرو هر چی بابا ست رو برد . من همون بابایی خودم رو می خوام .
بازم اومدم ، می دونم دلتون واسم یه ذره شده بود ولی زندگیه دیگه باید بسوزیدو بسازید . برخی دوستان شاکی بودن از دست من که چرا دیر پست میذارم . مرسی از لطفشون . همه دوستان از خودشون لطف در می کنن نسبت به من .
آقا ما بالا خره مدرک کاردانیمونو گرفتیم بعد از 3 سال ... حالا کارشناسی هم خدا بزرگه . دنباله کاراش هستم اما کی جور شه خدا عالمه . از بس که این کارمندا شل هستن هر کاری رو یه عالمه لفت میدن . اما ما یه جورایی صبر ایوب داریم دیگه .
از رانندگی هم بگم که کلاسام تموم شد بالاخره اما امتحانش رو هنوز ندادم . همه کارام قاطی شده . وقت سر خاروندن نیست . از بس تخصص بالاست هی ازم امضاء میگیرن . منم مظل......................وم (کشیده بخونید) .
باید بگم که یه کاری واسه خودم جفت و جور کردم .طرفای فاطمی تو مایه های ریاست و مدیریت و ... خوب آرزو بر جوانان عیب نیست حالا در حد آبدار چی و اینا... که هست بابا (ا... اعلم) . آبجی زورو از بس جنگیده یه کم خسته شده و نیاز به کارای آروم تر در حد قلوه (gholva) گیری داره . همش که نمیشه شمشیر و دینامیت و نارنجک و آرپیجی و ... بکار برد . یه کم مهمات هم کم دارم ، آخه این روزا زیاد وارد نمی کنن .
اما بگم که تو روحیه ام تاثیر گذاشته ، خیلی سخته که آدم 8 ساعت رسمی باشه ، انگار آدم داره خفه میشه . نمی دونم منو درک میکنین یا نه !؟ اما مهم نیست همینکه خودم خودمو درک میکنم کافیه . از اراذل آخه چه انتظاری میشه داشت !!!
وای یه معضل بزرگ دیگه هم داره آقا تو هر طبقه فقط یه دونه از اون سمت چپی های دانشگاه داره ، از شانس ما هم همش پر می باشد ... آبجی زورو پر پر داره میشه
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|