هر چی می خوای بنویس ... |
باید بگم که مطالب این قسمت خیلی مهیجه . از کسانی که بیماری قلبی دارن معذوریم .
نمی دونم دوشنبه چه کار اشتباهی کرده بودم که چند تا از ارذل و اوباش تو دانشگاه بودن و مجبور شدم قیافه ... شون رو ببینم .من نمی خواستم یکسری مسائل رو بگم اما از بس اذیت کردن منو مجبور کردن این مسائل رو شفاف سازی کنم ...
یکی از این اراذل با اسم مستعار منم هست که خدا رو شکر همیشه گرسنه اس . باید بگم که کارای فوق العاده ای انجام می ده که از عهده هر کسی بر نمی یاد . بعنوان مثال از ته سالن یهو می بینی در کلاس باز شد ، و یا میری مترو می بینی مترو حرکت نمی کنه تا ما سوار بشیم . نمی دونین چرا؟ از بس چاقه شکمش 10 متر جلو تر حرکت می کنه .
یکی دیگه از اراذل که اونم همیشه گرسنه اس . با اسم مستعار imei هست که در ضمن بابایی منم هست . البته نمی دونم به کی رفته ! باید بگم که علی رغم اشتهای خوبی که داره نمی دونم این غذا ها کجا می ره ؟؟؟ از شغل هایی که داره می تونم بگم تو کار احتکار چایی و قند و ... هست . شغل دومش هم انبوه سازی مشمای قند و کانکتور این مشماهاست . همش هم به امید اومدن بارون یه بارونی که پشتش 3 تا دکمه الکی زدن رو می پوشه . از دوستان تقاضا دارم واسه بر آورده شدن آرزوی دل این جوون دعا کنن بارون بیاد .
از دیگر اراذل که دیدم یه چیزی بود که اسم های مستعار زیادی داره . تو کلاس که مشهور به درررررررررررررررررررررررخت بود . اما اینجا یه اسم مستعار دیگه داره بنام من . از بس هفت خطه که 400 تا اسم مستعار داره . اون روز مشکوک می زد . این اراذل هم همش گرسنه اس . علاقه شدیدی به چیپس داره . یعنی در چیپس باز نشده می بینی تهش چیزی نمونده . همیشه هم از وسایل کتلت و در پیت استفاده می کنه .
یکی از افرادی که دیدم بهاره بود که هنوز اسم مستعار نداره . باید بگم که دلش هم واسه هیشکی تنگ نشده بود خیالتون راحت باشه . بهاره هم یه جورایی مثل مادر ترزا بود تو کلاس . یه دخمل گله . ..
یکی از اراذل دیگه که باید می اومد اما دودر کرد فردی با اسم مستعار مریتا بود . اونم همیشه گرسنه اس . یکی ازخصلت های مشهوری که داره و بین بچه ها همیشه حرفشه اینه که مریتا فرد بسیار منظم و دقیق و خوش قولیه بقدری مریتا خوش قوله که اگه بگه ساعت 9 میام پیشت ، باید رو ساعت 1 و 2 حساب کنی . اون روز هم از تو دانشگاه تلفنی که با هم حرف زدیم قرار شد 1 ساعت دیگه بیاد که کتابش رو بهش بدم منم منتظر ... اراذل کلی بهم خندیدن و گفتن مگه مریتا رو نمی شناسی دخمل ...
باید بگم این رفقایی که من دارم کلی جالبن ، خیلی ها شون هم اون روز نبودن و من چشمانم به جمالشون منور نشد . می دونم دلتون واسم حسابی می سوزه که با این اراذل چطور من این مدت رو گذروندم ... خلاصه خدا بهم یه صبر عظیم عنایت کنه انشاء ا... من تو این جمع همیشه مظلوم بودم و حقم رو می خوردن . سهم ژتون من رو می خوردن . همه غذا هامو می خوردن . همه پولامو می گرفتن . آخه بابا جان یکی که مظلوم بود که هی نباید اذیتش کنین !!!
حالا هم گیر دادن به تنها رفیقمون اونم دارن از راه به در می کنن . بابا منو پرنسس یه سالهای خوبی با هم داشتیم . با هم خاطره ها داشتیم . اونم مثل من مظلومه .
حالا که اینطوریه غمی نیست . منم میرم بچه محلامونو جمع می کنم میارم دانشگاه رو می ترکونیم . سر کنار لب جوب و ... قمه و شمشیر و ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|